شهرستان شوش در عصر حاضر (بخش اول)
مقدمه
دشت خوزستان كه بنابر كيفيت خاص جغرافيايي خود از نظر جنس خاك و تعداد رودخانه هاي پرآبي كه بدين دشت از فلات ايران سرازير مي گردد يكي از حاصل خيز ترين دشت هاي جهان مي باشد ، از دورانهاي قديم محل سكونت گروههاي بشري واقع شده اينكه جوامع انساني به رمز كشاورزي و تكثير مواد غذايي از راه كشاورزي پي مي بردند ، اجتماعات زيادي در اين دشت مستقر گرديدند .
اين اجتماعات اوليه مستقر كشاورزي گامهاي سريعي در پيشرفت تمدن برداشته و بزودي وارد مرحله شهر نشيني شدند و بقاياي اجتماعات شهرنشين اوليه در اين دشت در اواخر هزاره پنجم پيش از ميلاد بصورت تپه هاي عظيمي مشاهده مي شود كه بزرگترين نمونه آنها در كنار شهر فعلي شوش قرار گرفته است .
شوش- كهنترين شهر جهان ، كه حدود 4000 هزار سال پيش از ميلاد مسيح به عنوان كانون مذهبي ساكنان دشت اطراف بنياد شد ، پس از 5000 هزار سال حيات پرفراز و نشيب و توام با روزهاي پيروزي و شكست رونق و ركود و آباداني و ويراني با سقوط شاهنشاهي هخامنشي در سال 332 ق . م . به مرور در سراشيبي افول افتاد در قرن ميانه اسلامي رونق خود را به كل از دست داد و به روستاي كوچكي گرداگرد آرامگاه دانيال نبي (ع) مبدل شد.
كشور ايلام به خصوص در دوران اقتدار خود منطقه وسيعي را در تحت تصرف خود داشته و اين كشور وسيع از جانب غرب ، به كشور بين النهرين و از جهت شرق به زابلستان در نزديكي دره رود سند و در جهت جنوب به خليج فارس و جزاير آن و در حد شمالي به نواحي اصفهان و كاشان مي رسيد . مركز اصلي اين كشور عظيم در دشت خوزستان و پايتخت آن شهر بزرگ شوش بود . دشت خوزستان كه در رهگذر پيشرفت تمدن بشر يكي از پرتلاشترين و مساعدترين مناطق باقي مانده و از اين فعاليت عظيم و چشمگير اجتماعات اوليه امروز به صورت تپه هاي باستاني متعدد و فراوان در اين دشت وجود دارند كه اهم آن ها تپه باستاني شوش است . مجموعه تپه هاي باستاني اين دشت وسيع به دوره هاي مختلف پيش از تاريخ متعلق بود ، تعداد هر گروه از آنها به قدري زياد است كه نشان مي دهد اين دشت حاصلخيز در تمام دورانهاي گذشته فعاليت چشمگيري داشته و در اين زمينه از هزاره هفتم پيش از ميلاد نقش مهمي را در پرورش و فراهم آوردن تسهيلات براي ادامه زندگي در اين سرزمين ايفا نموده است .
تاقرنها مسافراني كه از كنارآثار باستاني شوش مي گذسشتند حتي تصور آن را به مخيله خود راه نمي دادند كه اين پشته ها ي عظيم خاك كه اكنون مأواي دادن شده ، روزگاري گهواره تمدني درخشان و پايتخت پرشكوه فرمانروايان ظفرمندي بوده كه فاتحانه بر شهرهاي بين النهرين مي تاخته اند يا قلمروايشان از دروازه هاي اروپاتا هند گسترده بوده است . تمامي جهانيان ياد آن روز هاي درخشان را به وادی فراموشي سپرده اند ، الاكليملاني كه نام شوشان و گوشه اي از آنچه را در آن گذشته بود . در كتابهاي مقدس خود ثبت كرده اند و به خاطر داشتند . از اتصادفي نبود كه نخستين كسي كه ويرانه هاي شوش را باشناخت بنجامين بن خباح خاخام كليمي بود كه بين سالهاي 1163- 1173 ميلادي براي بررسي وضع كليميان در ايران به سر برد ، وي هنگام زيارت آرامگاه دانيال نبي از اتلال باستاني شوش نيز ديدن كرد و آن را همان « شوشان » مذكور در تورات شناخت .
شوش مركز ثقل و عل تلاقي فرهنگ هاي باستاني فلات ايران و دشت بين النهرين و تختگاه امپراطوري كهن عيلام بوده است . تاريخ مستند و مدون كشور ما با تاريخ شوش و عيلام آغاز مي شود . در شوش از اواخر هزاره پنجم پ. م تا سده ششم هجري قمري يعني معادل پنج هزار سال فرهنگ و در نيت استقرار داشته است و درارك مركز ي ر اكروپل » و 28 لايه تمدني از نقطه صفر خاك بكر تا سطح تپه در ان متمايز شده و در اين نادر ترين مورد در محوطه باستاني است . قديميترين دوره شو مربوط به 4200 تا 3700 پ. م است كه باستان شناسان آنرا شوش يك نام داده اند و سفالينه هاي مفتوش زيبا كه رنگ و ساخت استادانه اي دارند از اين دوره به دست آمده .
1-1-جغرافياي طبيعي شهرستان شو ش: شهرستان شوش در بين سازندهاي كنلگو مراي بختياري ، سازند گچساران و سازند آغا جاري و بطور كلي سازنده هاي دوره ميوسن و پليو سن بطور پراكنده در رسوبات آبرفتي بطور غالب سنگ هاي منطقه را تشكيل ميدهد و در زير رسوبات پوشش سطحي دوران سوم نهشته هاي دوران اول و دوم پي سنگ هاي منطقه را تشكيل ميدهد كه بطور ملايم با جهت عمده شمالي به جنوبي چين خورده اند و از نظر ساختماني جزئي از صفحه عربستان است و به عقيده ديگر اين منطقه بخشي از زاگرس چين نخورده است و به عنوان مرز بين قسمت هاي پست جلگه خوزستان وزون زاگرس چين خورده باشد و هيچ گونه مرز نسبتاً دقيق و روشن ساختماني در رخساره هاي رسوبي وجود ندارد و گذرا از رخساره هاي تخريبي و كم ضخامت سپهر عربستان به رخساره هاي دريايي و ضخيم كاملاً تدريجي است . از لحاظ زمين شناسي اقتصادي مهمترين معادن موجود در منطقه را معادن شن و ماسه رودخانه اي و احتمال وجود معادن نفت و گاز بطور بالقوه در سازندهاي دوران سوم بويژه در سازندگچساران در منطقه مي باشد .
2-1- موقعيت رياضي و موقعيت نسبي و وسعت :شهرستان شوش در شمال غربي استان خوزستان در 12َو 32ْ عرض شمالي و 17َو 48ْ طول شرقي از نصف النهار گرينويچ قرار دارد . ارتفاع آن از دريا 112 متر و مساحت آن بالغ بر 3577 كيلو متر مربع مي باشد . كه به صورت نوار كم عرض در جهت شمالي و جنوبي قرار گرفته است . از طرف شرق و غرب به ترتيب به رودخانه هاي دز ، كرخه از شمال به شهرستان انديمشك از طرف جنوب به اهواز ، از طرف غرب با استان ايلام ، از جنوب غرب با دشت آزادگان و از شرق به شهرستان دزفول محدود مي گردد . اين شهرستان در حال حاضر داراي هفت دهستان است كه عبارتند از : دهستان حسين آباد ، دهستان سرخه ، دهستان بن معلي ، دهستان چنانه و دهستان شاوور ، دهستان آهو دشت ، دهستان سيد عباس مي باشد و داراي دو بخش مركزي و شاوور است .
3-1- آب و هواي منطقه : شهرستان شوش با توجه به موقعيت جغرافيايي خود ضمن تاثير پذيري از عوامل محلي مانند ارتفاع كم عرض جغرافيايي پائين و زايه تابش بالا و تاثير رطوبت رودخانه جاري در منطقه ، بيشتر تحت تاثير عوامل بيروني ناشي از ورود سيستمهاي غربي در غالب توده هواهاي مرطوب مديترانه اي و سوداني در دوره سرد و توده هواي گرم و خشك صحرايي عربستان در دوره گرم سال قرار مي گيرد .
1-3-1- عناصر اقليمي منطقه :جهت بررسي عناصر اقليمي و تعيين نوع اقليم از ايستگاه سينوپتيك هفت تپه در منطقه استفاده شده است .
الف ) بارش منطقه مورد مطالعه با ميانگين بارش سالانه از 1/269 ميلي متر داراي رژيم بارندگي مديترانه اي بوده و بيشترين بارش منطقه با 8/54درصد و با انحراف معيار 8/53 ميلي متر در فصل زمستان و كمترين بارش در فصل تابستان و فصول پائير و بهار به ترتيب با 4/88 و 11/33 ميلي متر و با ضريب تغيير پذيري 1/51 و 2/115 درصد مي باشد .آغاز دوره بارش متناسب با ساير نقاط كشور ، همزمان با تغيير زاويه تابش و عقب نشيني توده ها ي پرفشار جنب حاره و نفوذ توده هواهاي مديترانه اي و سوداني از اواخر مهرماه مي باشد و در دي ماه ميزان آن به حداكثر رسيده و بعد به تدريج از ميزان بارش كاسته شده و از خرداد ماه خشكي شديدي بر منطقه حاكم مي شود .
ب) درجه حرارت :منطقه مورد مطالعه با ميانگين دماي سالانه 5/23 درجه از جمله مناطق خشك كشور محسوب مي شود بطوريكه دي ماه با 2/11 درجه خنكترين ماه سال و تيرماه با 3/35 درجه و با انحراف معيار حدوداً 1 درجه گرمترين ماه سال محسوب مي شود و نوسان ميانگين دماي سالانه منطقه 1/24 درجه مي باشد
حداكثر مطلق دما در تيرماه بيش از 50 درجه سانتي گراد و حداقل مطلق دما در دي ماه با 7- درجه مي باشد كه اين امر نوسان شديد روزانه دما را در منطقه روشن مي سازد و با توجه به ميزان درجه بري محاسبه شده به روش كنراد منطقه در طول سال از درجه بري معتدل و ميزان 47% و از ميزان درجه بري شديد به ميزان 86% به صورت روزانه مي باشد .
ج) روزهاي يخبندان :تعداد روزهاي يخبندان در سال 2/3 روز است يعني تنها 76 ساعت در سال دماي هوا زير صفر درجه است كه دي ماه با 8/1 روز (43ساعت و 12 دقيقه ) بيشترين روزهاي يخبندان را دارد و شروع يخبندان از آبان ماه به ميزان 5/3 ساعت تا اوايل اسفند ماه در حدود يك ساعت مي باشد كه با تغيير زاويه تابش خورشيدي و تاثير پذيري از توده هواهاي غربي و بطور كلي عوامل بيروني كاملاً مطابقت دارد .
د) تبخير :ميزان تبخير سالانه منطقه در ايستگاه هفت تپه بيش از 2804 ميلي متر مي باشد كه ميزان آن در ماهها و فصول مختلف سال متفاوت است و اين ميزان تبخير حكايت از شرايط خشكي شديد در منطقه است .
ه) رطوبت نسبي :متوسط رطوبت نسبي سالانه منطقه حدود 7/49 درصد مي باشد كه در ساعات مختلف روز ميزان آن متفاوت است بطوريكه در ساعت سه صبح كه همزمان با حداكثر تشعشع زميني است ميانگين رطوبت نسبي به 66% و در ساعت 15 بعد از ظهر با شدت گرفتن تشعشع خورشيد و افزايش زاويه ميل تابش خورشيد ، ميزان آن به 45% مي رسد .
حداكثر ميزان رطوبت در دي ماه با 87% و خشكترين ماه سال با 19% رطوبت نسبي تيرماه مي باشد و ميزان رطوبت نسبي در منطقه با دوري و نزديكي به رودخانه هاي جاري در منطقه ، پوشش گياهي ، عرض جغرافيايي و جهت باد تغيير مي كند .
و) باد :با توجه به موقعيت جغرافيايي منطقه و جريان هواي محلي بين رشته كوههاي زاگرس و جلگه خوزستان از يك طرف و نفوذ توده ه اي مختلف در فصول مختلف سال از طرف ديگر باعث شده در اين منطقه جريان هوا هر چند بصورت آرام ، مداومت بيشتري داشته باشد و باد غالب منطقه از جنوب غرب به شمال شرق با سرعت بيش از 10 نات در ثانيه مي باشد .
2-3-1- منحني آمبروترميك :بر اساس پارامتر هاي دما و بارندگي و منحني آمبروتروميك براي نشان دادن ماههاي مازاد و كمبود آب ترسيم شده است طبق منحني مذكور منطقه مورد مطالعه داراي يك فصل خشك طولاني 8 ماهه از فروردين ماه تا آذر ماه و يك فصل كوتاه مرطوب از آذر ماه تا اسفند ماه مي باشد كه فصل خشك منطقه با كمبود بارش و افزايش تبخير و كاهش رطوبت نسبي و در فصل مرطوب با افزايش بارش و كاهش دما و مازاد آب مواجه هستيم .
3-3-1- نوع اقليم منطقه :جهت تعيين نوع اقليم منطقه روشهاي مختلف مورد مطالعه قرار گرفت كه در اغلب روشها منطقه داراي اقليم خشك بياباني معتدل مي باشد بطوريكه طبق روش دمارتن داراي « اقليم خشك » كوپن « اقليم بياباني گرم و خشك » (Bwhsp) و آمبرژه « بياباني گرم و خفيف » ايوانف «استپ») مي باشد كه در يك طبقه بندي كلي اقليم منطقه را مي توان اقليم بياباني گرم قلمداد كرد .
4-1- منابع آب منطقه ( هيدرولوژي )
1-4-1- هيدرولوژي آبهاي سطحي :با توجه به شرايط توپوگرافي منطقه و جلگه اي بودن و نزديكي به رشته كوههاي زاگرس چين خورده رودخانه هاي مهمي چون كرخه ، دز و شاوور كه از رشته كوههاي زاگرس سرچشمه گرفته اند در اين منطقه جاري مي باشند و با توجه به شيب كم و ارتفاع متوسط و هموار بودن منطقه مهمترين منابع آب كشاورزي منطقه را همين رودخانه ها تشكيل مي دهند .
الف) رودخانه كرخه :رودخانه كرخه از مهمترين و پرآبترين رودخانه هاي كشور در حوزه آبريز خليج فارس و درياي عمان مي باشد كه از دامنه هاي جنوبي رشته كوههاي آلوند در همدان سرچشمه گرفته ( در منطقه به رودخانه گاماسياب معروف است ) و پس از طي مسيري با رودخانه قره سو در هم آميخته و رودخانه سيمره را تشكيل مي دهد و پس از طي مسيري در استان لرستان و پيوستن شاخه هاي متعددي چون رودخانه زال در محلي بنام پل وارد جلگه خوزسشتان مي شود و پس از عبور از منطقه مورد مطالعه وارد هورالعظيم شده و از طريق اروند رود به خليج فارس مي ريزد با توجه به جدول 5-1 متوسط آبدهي رودخانه در ايستگاه عبدالخان پائين در حدود 05/205 متر مكعب در ثانيه است و حداكثر دبي لحظه اي آن 3719 متر مكعب بر ثانيه و حداقل دبي آن نيز 17 متر مكعب برثانيه مي باشد و رژيم آبدهي آن برفي ، جريان آن دائمي مي باشد . بطوريكه حداكثر آبدهي رودخانه همزمان با ذوب برفهاي ارتفاعات با شروع دوره گرم سال در اوايل فصل بهار مي باشد . به منظور مهار سيلابهاي زمستانه رود كرخه و همچنين به خاطر امر كشاورزي و توليد برق سد خاكي كرخه در شرف تكميل است .
ب) رودخانه دز :رودخانه دز نيز از جمله رودهاي مهم پر آب كشور به عنوان شاخه اي از رودخانه كارون در حوزه آبريز خليج فارس و درياي عمان مي باشد كه از كوههاي لرستان در منطقه جويبار اليگودز و آبخيزهاي پيرامون بروجرد سرچشمه گرفته و پس از طي مسيري در حدود 520 كيلومتر و گذشتن از شوشتر به رودخانه كارون مي ريزد و با توجه به احداث سد بر روي اين رودخانه در نزديكي دزفول و تنظيم و هدايت آب آن براي مصارف كشاورزي مهمترين منبع آبي منطقه بويژه در فصول كم آبي مي باشد .
ج) رودخانه شاوور: اين رودخانه مابين رودخانه دز و كرخه در منطقه جريان دارد و از زه آبهاي رودخانه كرخه سرچشمه گرفته پس از عبور از شهر شوش و مشروب كردن زمينهاي كشاورزي منطقه مجدداً وارد كرخه مي شود .
با توجه به جدول 6-1 متوسط آبدهي اين رودخاه در ايستگاه شوش 23/15 متر مكعب در ثانيه مي باشد كه حداكثر دبي آن به ميزان 143 متر مكعب بر ثانيه و حداقل آبدهي رودخانه نيز به ميزان 1/9 متر مكعب بر ثانيه مي باشد .
از يك فرسخي شمال شوش از چندين نقطه زمين رودخانه شاوور مي جوشد و در بستر لجن زاري به سمت جنوب جريان پيدا مي كند آب شاوور خيلي سنگين است و سنگيني آن بعلت همان لجنزاري است كه در آن جاري است . رود شاوور از عبور از داخل شهر شوش در 45 كيلو متري اين سد انحرافي به همين نام به طول 21 و ارتفاع 5/7 برآن تعبيه شده و قسمت اعظم آب آن در فصول گرم مورد بهره برداري كشاورزي قرار مي گيرد . رود شاوور بعلت اينكه منبع باتلاقي دارد مقدار حجم و تفاوت دبي آن جزئي مي نمايد و مقدار آن بين 10 تا 27 متر مكعب در ثانيه در نوسان است در مورد منبع تامين كننده آب شاوور كارشناسان نظرات مختلفي بيان كرده اند كارشناسان سازمان آب ناحيه دزفول بر اين عقيده هستند كه شاوور از زه آبهايي حاصل از زمين هاي غرب دزفول و شمال شوش به وجود مي آيد .
2-4-1- هيدرولوژي آبهاي زير زميني :سطح آبهاي زير زميني منطقه تقريباً بالاست و در تمامي قسمتها كمتر از 10 متر مي باشد وفور منابع آبهاي سطحي بويژه بعد از گسترش كشت و صنعت نيشكر در منطقه و استفاده ازآب سد دز باعث شده استفاده از آبهاي زير زميني محدود به مناطقي شود كه يا از رودخانه فاصله زيادي دارند و يا استفاده از اب آنها توأم با مشكلات فني و مالي است و يا شور بودن اغلب آبهاي زير زميني منطقه باعث عدم مصرف زياد آبهاي زير زميني در منطقه شده است .جهت جريان آبهاي زير زميني از شمال به طرف جنوب متناسب با جهت شيب عمومي منطقه است و بيشترين شيوه استفاده از آبهاي زير زميني منطقه را چاههاي عميق ونيمه عميق تشكيل مي دهد .
3-4-1- كيفيت و تجزيه شيميايي منابع آب منطقه :كيفيت بد آب و ميزان شوري منابع آب منطقه از شمال به جنوب افزايش مي يابد و در قسمتهاي شمالي در نزديكيهاي دزفول و انديمشك آب كربناته بوده و به سمت جنوب كلريزه مي شود و حداكثر كلر در دهكده شيخ مولاناي شوش 341 ميلي گرم در ليتر و هدايت الكتريكي آن 242 ميكرو موس بر سانتي متر است .علل شوري آبهاي منطقه وجود لايه هاي تبخيري در سازندهاي سخت آهكي بويژه گچساران در بالا دست رودخانه هاي كرخه و دز مي باشد و اثر پذيري سرشاخه ها از نظر شوري به گونه اي است كه در مواقع آبدهي زياد و رودخانه ها مصارف با مصرف بيشينه آب در كشاورزي است يه همين خاطر زيان حاصل از شوري به حداقل مي رسد .
5-1- قابليت اراضي
با وجود منطقه در جلگه خوزستان ولي به علت جريان رودخانه هاي دائمي باآبدهي متفاوت در منطقه و حجم رسوبات آبرفتي متفاوت رودخانه هاي مذكور و در كنار آن نوع آبرفتها با توجه عبور رودخانه ها از سازندهاي مختلف زمين شناسي در بالا دست ، تيپ غالب اراضي منطقه شوش را تپه هاي قديمي فرسايش يافته ، فلاتها و تراسهاي فوقاني ، دشتهاي دامنه اي و رسوبي و آبرفتي رودخانه اي و دشتهاي سيلابي با واحدهاي اراضي مختلف تشكيل مي دهد كه رد سازندهاي آغاجاري ، گچساران و سنگهاي آهكي و مارني با پستي و بلنديهاي متوسط با نوسان ارتفاعي 100 تا 500 متر با شيب عمومي كمتر از 5/0 تا 30%با خاكهاي كم عمق تا عميق با بافتهاي مختلف سبك تا سنگين با شوري هاي متفاوت و گونه هاي مختلف پوشش گياهي مي باشند كه با وجود محدوديتهايي از قبيل پستي و بلندي ناهمواري در بعضي واحدهاي اراضي و فرسايش آبي شديد از قابليت مناسبي براي چراگاه فصلي تا جنگلي و زراعت ديم و آبي مي باشند كه با حفاظت خاك و جلوگيري از فرسايش با كنترل چراو رعايت اصول مرتعداري ، كنترل مسيلها و آبراهه ها ، تسطيح و اصلاح اراضي و...قابليت استفاده از اراضي موجود را بالا برد
6-1-1 طبقه بندي خاك :انواع خاكهاي منطقه شوش كه توسط مؤسسه خاك شناسي و حاصلخيزي خاك وزارت كشاورزي تهيه شده است به ترتيب زير است
1- خاكهاي رسوبي بافت ريز
2- خاكهاي شورو قلياني
3- خاكهاي رسوبي شور
4- خاكهاي باتلاقي شور
5- خاكهاي رسوبي بافت درشت
6- خاكهاي ليتوسل آهكي در ناحيه برون چهت نت
1- خاكهاي رسوبي بافت ريز
خاكهاي رسوبي بافت ريز در منطقه شوش داراي دو سري ميباشد كه به سهري شوش و كعب معروفند . خاكهاي سري شوش با حلقه ضخيم از رسوبات آبياري كه اكثر اراضي اطراف منطقه از اين نوع خاك مي باشند . مرز شرقي اين نوع خاكها تا سواحل رود كرخه مي باشد ويژگي هاي پروفيل اين نوع خاك كه سطح خاك تا عمق 20 سانتي متر رنگ خاكستري مايل به قهوه اي روشن تا قهوا اي مايل به خاكستري تيره و بافت خاك سنكين با ساختمان فيزيكي مكعبي زاويه دار و درشت و بسيار سخت همراه با مقداري ريشه و از عمق 20 تا 60 سانتي متري رنگ قهوه اي است و بافت آن سنگين تا بسيار سنگين مي شود . ساختمان خاك مكعبي زاويه دار نسبتاً سخت با مشكل لايه افقي با حفره هاي زياد و مقدار آهك قابل رويت در حد متوسط و بي شكل مي باشد . بطور كلي بافت طبقات عميق تر از طبقه سطحي است و قابل نفوذ غالباً متوسط تا كم است ، مقدار مواد آلي در قسمت سطحي خاك تا عمق 20 سانتي متري از 1 تا 2% تغيير مي كند . زهكشي طبيعي آنها متوسط تا خوب مي باشد . اين خاك ها براي زراعت خيلي مناسب بوده و تقريباً كليه گياهان زراعي از قبيل چغندر قند ، سبزيجات ، درختان ميوه و گندم و جو و انواع غلات و صيفي جات درآن به خوبي رشد مي كنند .ميزان بازدهي در هكتار آن رضايت بخش است و آب مورد نياز تمام اين خاكها ي منطقه آن از دور رودخانه دز تا سواحل راست ( شرق ) كرخه از شمال تا جنوب شهرستان را در بر ميگيرد بوسيله كانالهاي آبي رودخانه دز آبياري مي شود .
2- خاكهاي شور قلياني
سواحل اطراف رودخانه معمولاً داراي بيشه زارها و مراتع طبيعي بسيار ضعيف كه براي زراعت بسيار نا مناسب مي باشد و هزينه اصلاح خاك آنها بسيار سنگين است و نياز به مراقبت و حفاظت دائمي خاك پس از اصلاح دارد حتي اگر از آبياري در زراعت اين خاكها استفاده شود با ميزان بازدهي هر هكتار آنچنان پايين است كه مقرون به صرفه نيست رنگ خاك در سطح و تاعمق 20 سانتي متري خاكستر ي تيره و در عمق 20 تا 60 سانتي متري رنگ خاك قهوه اي مايل به زرد است . از عمق تا 140 سانتي متري رنگ خاك قهوه اي خيلي كمرنگ بوده و همراه با بلورهاي گچ كه بسيار شور و ساختمان فيزيكي منشوري دارد .
3- خاكهاي شور رسوبي
اين سري خاكها رسوبي و سنگين در روستا هاي ميان دو آب در انتهاي بخش شاوور و در قسمت جنوب شرقي شهرستان شوش كه به سري ميان آب معروف مي باشد رنگ خاك در سطح قهوه اي و در اعماق تا عمق 180 بر تيرگي رنگ افزوده مي شود بافت خاك در شهر سطحي سبك است ولي در اعماق بيشتر بافت خاك از سطح زمين تا عمق 20 سانتي متري مكعب زاويه دار مي باشد در عمق 20تا 60 سانتي متري ساختمان خاك از نوع دانه درشت است و در عمق 100تا 180 سانتي متري ساختمان خاك از نوع فشرده با مقاديري گچ و لكه هاي رنگي متغير ميكند . مقدار نمك موجود در اين سري از خاك زياد مي باشد و خاك هاي تحت الاراضي داراي يك طبقه رسي بسيار هستند . زهكشي طبيعي اين اراضي ناقص و يا ضعيف مي باشد و قابليت نفوذ خاك كم و يا خيلي كم است .
4- خاكهاي باتلاقي شور در نواحي جنوبي منطقه
اين سري از خاكها شامل قسمتي از خاكهاي سطح و پست شهرستان و نواحي تجمع آب سيلاب رودخانه كرخه است . اين خاكها در تمام طول سال يا در قسمتي از سال داراي رطوبت زيادي هستند و به صورت باتلاقهاي فصلي در مي آيند رنگ خاكستري سطحي برحسب ميزان رطوبت خاك ممكن است از قهوه اي خاكستري تا خاكستري تيره تغيير مي كند . معمولاً رس در سرتاسر پروفيل ديده مي شود . زهكشي بسيار كم است . معمولاً اين اراضي مردابي و باير هستند و در بعضي موارد گياهان طبيعي اين خاكها عبارتند از : ني و جگن .
5- خاك هاي غرب كرخه
در امتداد مسير رودخانه به طرف مرز عراق داراي سه نوع از سري خاكها است كه عبارتند از :
الف) خاكهاي رسوبي بافت درشت كالوويال و يكوسل به پراكندگي اين نوع خاك از غرب كرخه تا امتداد تپه هاي شني كه هميشه مورد تمديد و پيشروي اين شن هاي روان است كه در امتداد مسير رودخانه مشاهده مي شود تا اينكه منتهي به ارتفاعات الله اكبر و ميش داخ مي شود . رنگ خاك در سطح قهوه اي با بافت متوسط و ساختمان فيزيكي مكعبي كه بعد از شكستن به دانه هاي ريز تبديل مي شود در اعماق بيشتر ، رنگ خاك شور نبوده زيرا درصد كمي نمك و گچ دارند .
7-1- پناهگاههاي حيات وحش
پناهگاه حيات وحش كرخه و دز در درون بيشه زارهاي كرخه و دز واقع شده اند .بعنوان يك ميراث طبيعي ، و تنها محيط زيست گوزن زود ايراني در جهان مي باشد كه لزوم حفاظت از اين پناهگاهها داراي اهميت جهاني است .جنگلهاي دز و كرخه و گوزن زرد . اين ميراثها طبيعي بعنوان يك اكوسيستم خاص و همچنين گونه هاي نادر در اين مجموعه اكوسيستم هاي ايران ، جدا از ويژگي ها و ارزشهاي خاص خود از ساير جنبه ها در خور توجه است . علاوه بر آن انواع آّزيان رودخانه ايي و انواع پرندگان مهاجر مجموعه منسجم و زيبايي را بوجود آورده اند و هر ساله باعث جذب بسياري از جهانگردان علاقه مند به زندگي گوزن زرد و منابع طبيعي را باعث شده است .
وجود امكانات بالقوه طبيعي يعني رودخانه ها و پناهگاهها ي حيات وحش از جمله عواملي است كه در صورت ايجاد تسهيلات رفاهي مزبور اين عوامل در جذب هر چه بيشتر جهانگردان بي تأثير نخواهد بود .[1]
2-7-1-باتلاقهاو نيزارها :شيب طبيعي خوزستان از شمال شرقي به جنوب غربي بوده و تجمع آبهاي جاري در نقاط پست باعث تشكيل باتلاقهاي وسيعي را مي دهد . اين باتلاقها اكثراً به صورت ني زار و و سعت آنها با كم و زياد شدن ميزان بارندگي تغيير مي كند .
در شهرستان شوش رودخانه شاوور كه از قسمت شمالي شهرستان سرچشمه مي گيرد به طرف جنوب شرقي در جريان است و در دهستان آهو دشت به نهر هاي متعددي تبديل مي شود . باتلاق رودخانه شاوور بطول 750 كيلو متر مربع و سراب پوشيده از ني زار مي باشد [2]
انواع پرندگان مهاجر در فصل زمستان كه از ناحيه سيبري وارد اين ني زارها و باتلاقها مي شوند از جمله غاز ، درنا ، انواع مرغابي ، حواصيل ، آنقوت ، سار و [3]... را مي توان نام برد .
در جاذبه هاي طبيعي بايد حرارت و مقدار بارندگي به عبارتي شرايط آب و هوايي مورد توجه قرار گيرد تا بتوان بر اين اساس ماه و فصول مناسب را در جذب جهانگردان تعيين نمود . و بر اين اساس برنامه ريزي لازم را براي نيل به اهداف انجام داد .
3-7-1 پوشش گياهي و زندگي جانوري :پوشش گياهي منطقه تركيبي از جنگل و بيشه زار است كه در اثر بهره برداري بي رويه و تغيير كاربري و تبديل آنها به زمينهاي زراعي به شدت تخريب شده اند و اغلب گياهان فصلي خوش خوراك و مرغوب دائمي تقريباً از بين رفته و تخريب شده اند و به جاي آنها گياهان پست گسترش يافته اند و تنها تراسهاي رودخانه كرخه داراي پوشش گياهي متوسط با گياهان علفي يكساله و تك بوته هاي كهورك و كنار و درختان و درختچه هاي جنگلي با تراكم متوسط مي باشد كه اغلب پوشش گياهي منطقه غير از منطقه حفاظت شده كرخه و پناهگاه حيات وحش در حاشيه سمت راست رودخانه كرخه بصورت چراگاه فصلي و گاهي زراعت پراكنده ديم و در بعضي قسمتها كشت آبي جاليز مورد استفاده اهالي قرار مي گيرد .
گياهان غالب منطقه را گياهان مرتعي تاجريزي ، قديه ، پنيرك ، شب تر ، فوفيون ، هرفش ، حلب حلب و گياهاني از خانواده گندميان مانند گاوزبان ، چليپائيان و نخود يان تشكيل مي دهد و از جمله درختان منطقه مي توان به گز، سديم ، پده ، بنگله و درخچه هاي تمشك ، توت كنار و گير و ... اشاره كرد .
از حيوانات اين منطقه بويژه در محدوده حفاظت شده كرخه مي توان به گوزن زرد ايراني ، گوركن غسل خوار ، گربه جنگلي ، شغال ، گرگ ، روباه ، خرگوش ، سگ آبي ، گراز و پرندگان نظير اردك مرمري و سرحنايي ، اكراس افريقايي اراح ، ميوه خوار ، درنا ، بلبل خرما ، كيلو، انواع ماهي خورك ها ، و پرندگان شكاري و انواع ماهيها را در آب رودخانه كرخه اشاره كرد .
پناهگاهها ي حيات وحش ، باتلاقها و ني زارها
8-1-سوانح طبيعي منطقه
با توجه به مورفولوژي خاص منطقه و گسترش زمينهاي كم شيب و جريان رودخانه هاي دز ، كرخه و شاوور در منطقه و نزديكي به خطوط گسل و سابقه وقوع زلزله هاي بزرگ در منطقه ، مهمترين سوانح طبيعي منطقه به ترتيب سيل و زمين لرزه مي باشد .
الف) سيل :با توجه به طغياني بودن رودخانه كرخه به طور متوسط هر پنج سال يكبار رودخانه طغيان كرده و خسارات زيادي بر اهالي وارد مي كند به طوريكه بعد از انقلاب 5 بار به ترتيب در سالهاي 58، 66، 70، 71، 73، شاهد سيل در منطقه بوده ايم كه شهرستان شوش بعد از اهواز متحمل بيشترين خسارات ناشي از سيل شده اند به طوريكه در طول سالهاي 72تا 75 بيش از 500 و 768و26هزار ريال خسارت بر شهرستان شوش وارد شده است .سيلابهاي منطقه يا اتفاقي هستند كه در نتيجه ريزش رگبارهاي كوتاه مدت با شدت زياد است كه در مواقعي كه رطوبت خاك زياد و نفوذ پذيري خاك كم باشد سيلاب اتفاق مي افتد و به علت كم شيب بودن منطقه سطح وسيعي از منطقه را مي پوشاند و خسارت عمده اي بر منطقه وارد مي كند و يا منطقه اي هستند كه در اثر طغيان مكرر رودخانه با توجه به خصوصيات فيزيكي و شرايط اقليمي حاكم بر مناطق بالا دست رودخانه و مرتع بودن منطقه بارش باران همزمان با ذوب برفهاي ارتفاعات به علت نبود حوضچه هاي تأ خيري ، سيل گيرها و...منطقه در معرض هجوم سيلابهاي مخرب ناشي از طغيان رودخانه در تمام فصل زمستان و اوايل بهار مي باشد .سيل در منطقه روند طبيعي خاصي را طي نمي كند به دليل خاكريزهاي احداثي در زمان جنگ ، تغيير مداوم مسير سيلابها اغلب روستاهاي سيل گير در حاشيه رود خانه كرخه حد فاصل شوش – سوسنگرد واقع شده اند .
عوامل مؤثر در گسترش سيلاب در منطقه
- تخريب بيشه زارها و جنگلهاي منطقه
- چراي بيش از ظرفيت مراتع و گسترش آفات و امراض در بيشه زارها
- تبديل مراتع به زمينهاي زراعي
- احداث جاده هاي ماشين رو در مسير رودخانه هاي منطقه در زمان جنگ
- احداث جاده هاي نفوذي توسط شركتهاي بهره برداري شن و ماسه
- عدم كنترل و اعمال مديريت در حفاظت از مراتع و بيشه زارها
- جلگه اي بودن منطقه و شرايط توپو گرافي و بافت خاك و بالا بودن سطح آبهاي زير زميني از جمله عوامل مهم و مؤثر در بروز سيل در منطقه مي باشد .
ب) زلزله :با توجه به موقعيت زمين ساختي منطقه و قرار گرفتن در واحد زاگرس چين نخورده و حركت مداوم سير عربستان به سوي ايران مركزي ، نزديكي به خط گسل جبهه كوهستان ( كسل كبير كوه ) وجود دو گسل رورانده در شرق منطقه سابقه وقوع زلزله هاي مخرب 1/7 ريشتري در منطقه قير و كازرين در نزديكي منطقه باعث شده اين منطقه مابين دو مركز زمين لرزه مهم دزفول و گسل ميش داغ قرار گرفته و در منتهي اليه شمال غربي منطقه چند رشته گسل فرعي ديگر نيز وجود دارد كه خطر وقوع زمين لرزه را در منطقه تشديد مي كند . بر اساس اطلاعات تاريخي قرن اخير ، احتمال وقوع زلزله و خطر زلزله در منطقه شوش را 75%پيش بيني كرده اند كه با توجه به فاصله 24 كيلو متري منطقه از گسل دزفول و شدت بيشينه 6+ درجه ريشتري آن يا بيشتر ، تحت تاثير اين گسل قرار دارد . كه در برنامه ريزيهاي روستايي به اين گسل مهم بايد بيشتر توجه شود .
1-9-1- ويژگي هاي اجتماعي و فرهنگي :ارائه تصويري مجمل از سيماي تاريخي ، اجتماعي و فرهنگي منطقه بويژه مناطق روستايي در تبيين دقيق ترنتيجه گيري و حوزه بنديهاي انجام شده در حيطه شاخصهاي اجتماعي و فرهنگي مؤثر خواهد افتاد
2-9-1- پيشينه تاريخي :جلگه و حاصلخيزي خوزستان را كه امتداد جلگه بين النهرين در ايران است از كهن ترين مناطق زيست و نخستين خواستگاه سكونتهاي انساني در جهان و ايران مي توان محسوب داشت .قديمي ترين آثار تمدن بشري در شوش پيدا شده ، سابقه تمدن و يكجانشيني منطقه را به 6000سال پيش مي رساند .در سه هزار سال پيش از ميلاد دولت شاهنشاهي ايلام در حوالي شوش تشكيل و چنان قدرتي بدست آورد مه تواناترين دولت آسياي ميانه شد . اما اين تمدن و شهر نيز همچون ساير شهرها و تمدنها ، فراز و نشيب هاي بسياري را بخود ديده اند كه اشاره اي گذرا به انها اهميت تاريخي منطقه را بيشتر مي شناساند .اواخر هزاره دوم قبل از ميلاد را كه صنايع عمده زمان ، بخصوص كارهاي فلزي در شوش تمركز يافت و شبكه ارتباطي آن به ناحيه وسيعي از دنياي متمدن آن زمان گسترده شد عصر طلائي شوش ايلامي دانسته اند اما اين شهر براي اولين بار در تاريخ توسط سپاه آشورباني پال پادشاه آشور به مفهوم واقعي ويران شد و از 645 ق. م دولت ايلامي و به تبع آن نام شوش محو گرديد و مجدداً در نيمه هزاره اول قبل از ميلاد اقوام آريايي به سرعت بر منطقه شوش مسلط شدند و شوش بعنوان يكي از پايتخت هاي فرمانروايي هخامنشي در آمد . كوروش كه بهار هر سال را در شوش اقامت مي گزيد ، در اين شهر محلات مختلفي براي گروههاي مختلف مردم و كاخهاي معظم و ساخلوها و قلعه هاي تسخير ناپذير ساخت كه آثارشان هم اكنون نيز باقي است . در همين زمانها بود كه به روايتي حضرت دانيال نبي(ع) در شوش زندگي مي كرد .
تا سال 301 ق. م شوش پايتخت ايران و مركز خزائن دولت محسوب مي شد . در زمان سلطنت داريوش هخامنشي ، اسكندر يوناني پس از تسخير بابل به طرف شوش رهسپار شد و والي شوش شهر را تسليم نمود به همين دليل شهر از ويراني و آتش مصون ماند و عملاً بصورت مركز متصرفان شرقي اسكندر در آمد .
بعد از مرگ اسكندر ، سلو كيان 65 سال به شهر شوش حكومت كردند . در آن زمان دموكراسي بر قرار و فرهنگ يوناني غالب مي شود . بطوريكه شوش شهربان داشته و توسط مردم كه از اقوام يوناني و فارس آريايي و مردم بومي ( ايلامي ها ي قديم )بودند اداره مي شد .
در سال 81 ق. م مهرداد اول اشكاني شوش را تصرف مي كند . اداره شهر همچنان بر عهده شهر دار باقي مي ماند ولي عصر يوناني بتدريج جاي خود را به پارسيها يا فارسها مي دهند و تا سال 325 بعد از ميلاد از ساتراب نشينهاي معتبر كه داراي روابط بين المللي گسترده اي بود . محسوب مي شود .
در اوايل حكومت ساساني ، نزديكي شوش به گندي شاپور ( پايتخت ) باعث رونق آن شده بود پس از انتقال پايتخت به تيسفون از رونق شوش كاسته شد اما پس از مدتي دوباره رشد خود را از سر گرفت بخصوص در دوره شاپور اول خوزستان به رونق عهد اسلامي خود رسيد .
در فاصله سالهاي 16 تا 20 هجري خوزستان توسط اعراب مسلمان تصرف شد و شهر شوش بدليل مقاومت شديد خرابي فراوان ديد ولي بلافاصله مورد توجه حكام مسلمان قرار گرفت و مسجدي عظيم در ان بنا گرديد . رونق شوش كمابيش تا قرن هشتم ادامه يافت . پس از آن احتمالاً بعلت حمله مغول شهر شوش نيز مانند بسياري از شهرهاي خوزستان روبه زوال رفت بعد از حمله مغول به علت روي كار نيامدن حكومت هاي بزرگ و قوي سيستم شهر نشيني جاي خود را به كوچ نشيني قبايل لر و عرب داد .
بطور كلي وجود ابنيه و آثار تاريخي متعدد مربوط به دورانهاي مختلف قبل و بعد از اسلام و پراكنش آنها در گستره وسيعي از منطقه همچون شهر باستاني چغازنبيل ، مجموع عظيم آثار باستاني هفت تپه ( آرامگاه و معابد) بقعه دانيال نبي و بقاع عباس ، سيد طاهر ، پير شجاع و ... علاوه بر قدمت ديرين و غناي تمدن منطقه ، استمرار آن در طول تاريخ بشري را نمايانگر است كه اين امر را بايستي در ارتباط با مزيت هاي ويژه منطقه از جمله مساعدت شرايط محيطي و غناي آب و خاك ، نزديكي به مراكز تمدنهاي ديگر امكان سهل برقراري ارتباط بين آنها ، همچنين نزديكي به بغداد به عنوان مركز خلافت اسلامي و...مورد ارزيابي قرار داد .
3-9-1- ساخت قومي :تركيب قومي و قبيله اي منطقه شوش را اغلب قبايل عرب و لر تشكيل مي رهند .لرها كه به شكل پراكنده در برخي از روستاها سكني گزيده اند به اعتقاد اغلب محققين از نژاد بومي يعني آرياييهاي قديم يا ايران قديم هستند كه قبل از ترك و عرب تاتار به اين سرزمين آمده اند عمدتاً به كوچ نشيني و دامداري اشتغال دارند .
قبايل و عشيره هاي عرب كه در دورانهاي مختلف به دلايل اقتصادي و جغرافيايي از سرزمين نخستين خويش ( يمن و حجاز ) به سوي مناطق ديگر از جمله خوزستان فعلي ايران گوچيده اند به دنبال دامهاي خود در مراتع در پي آب و مرتع همواره در كوچ و حركت بوده اند و در طي زمان به واسطه تثبيت مرزهاي سياسي در كانونهاي مختلف استقرار يافته يا دايره كوچ و حركت را محدود كرده و به مرور زمان اتراق گاههاي اصلي خود را به مركز اسكان تبديل نموده و همراه رمه داري به زراعت نيز دست يازيده اند اين فرايند در اراضي پست و حاصلخيز حاشيه رودخانه هاي كرخه و دز بويژه بعد از اصلاحات اراضي با شدت بيشتر و به نحو كاملتري به وقوع پيوست بطوريكه زراعت و باغداري وجه غالب اشتغال و فعاليت و ممر درآمد روستاييان گرديد . با وجود دگر گوني عميق و سريع در سنت زيست و فعاليت ، ويژگي هاي نظام عشيره اي كه بر اساس پيوند خويشاوندي و قبيله اي ، رعايت سلسله مراتب و اطاعت از قوانين و آداب و سنن و رهبران و پيشكسوتان و ... استوار بوده همچنان در اكثر روستاها و لو بين جمعيت ميانسال و بالاتر محفوظ مانده است . گو اينكه شرايط اجتماعي و فرهنگي اين منطقه نيز همچون ساير جوامع به واسطه گسترده تر و سهل تر شدن روابط اجتماعي بين جوامع روستايي و شهري و تاثير شديد شاخصه هاي فرهنگي نظير سواد و تحصيلات و ... دگر گونيهاي وسيعتري را تجربه مي كند . بطوريكه به اقرار مطلعن روستاها و گواهي مسئولين سياسي و انتظامي آداب و قواعد ناصحيح بتدريج جاي خود را به مناسبات حسنه مي دهد .
4-9-1- تحولات جمعيتي :در آبان ماه سال 1375 ، تعداد جمعيت شهرستان شوش 173232 نفر گزارش شده كه از اين تعداد 118678نفر برابر 5/68 درصد ساكن نقاط روستايي بودند . تعداد جمعيت روستاها در سالهاي 65و 55 به ترتيب 82777و 63380 نفر بوده است . بدين ترتيب نرخ رشد سالانه جمعيت طي دهه 65-55 معادل 7/2 درصد و دهه 75-65 برابر 66/3 درصد بدست مي آيد كه نسبت به روند كاهش جمعيت نقاط روستايي در كشور و استان استثناء تلقي شده و حاكميت شرايط اقتصادي خاص منطقه مي باشد .
به تبع افزايش تعداد جمعيت بعد از خانوار نيز طي سه دهه گذشته همواره افزايش يافته و از 1/6 در سال 55 به 7/6 در سال 65 و 8/6در سال 1375 رسيده است اين امر نيز با روند جاري كشوري و استان همچنين تحولات اجتماعي اخير روستاهاي منطقه مغايرت نشان مي دهد . جستجوي دقيقتر دليل اين امر را در وجود پادگانهاي نظامي متعدد كه در ايام جنگ در منطقه ايجاد شده و همچنان فعاليت دارند نشان مي دهد .
نسبت با سوادي در نقاط روستايي شهرستان شوش در سال 1375 بالغ بر 9/62 در صد جمعيت 6 ساله و بيشتر (لازم التعليم ) بوده است . اين شاخص براي مردان 8/74و زنان 56/50مي باشد . نسبت با سوادي در بين مردان در بخش مركزي 6/78 و بخش شاوور 72درصد و در بين زنان به ترتيب 57/59و 78/44 است كه عقب افتادگي اجتماعي روستاهاي بخش شاوور را نشان مي دهد .
علاوه بر نزول نرخ رشد سالانه جمعيت و بعد خانوار ، تمركز گرايي جمعيت نقاط روستايي نيز از ويژگي هاي مهم ديگر اين منطقه محسوب مي شود . بطوريكه بررسي توزيع آباديهاي شهرستان در طبقات جمعيتي مختلف جكايت از افزايش ميانگين جمعيت هر آبادي از 366نفر در سال 1355به 547نفر در سال 75 ، آباديهاي بيش از 500 نفر از 15 درصد به 26 درصد و كاهش آباديهاي كمتر از 100نفر از 38 درصد به 30 درصد دارد . در سال 75 تعداد 5 روستا داراي جمعيت بيش از 5000 نفر بوده اند در حاليكه در سال 55 هيچ روستايي در اين گروه قرار نداشت .
ملاحظه تراكم نسبي جمعيت و آبادي در قسمت هاي مختلف شهرستان واقعيت بيشتري را نمايان مي سازد . تراكم نسبي در مناطق روستايي شهرستان 3/33 بخش شاوور 39 و بخش مركزي 3/27 نفر بوده است . دهستان حسين آباد با 123 نفر بيشترين دهستان چنانه با حدود 5 نفر كمترين تراكم نسبي را حائز هستند.