کجاي اين شب تيره بياويزم قباي کهنه ام را


وقتي تمام سهم من از عشق تحقير است


ديگر براي دل سپردن اندکي دير است

 
با وعده باران و باد از پيش من رفتي


حالا ولي خاکسترت در حال تکثير است


ديشب تب از احساس من اهسته بالا رفت


او از صداي سافه هاي عشق دلگير است


ديگر به بالينم نيا ، هذيان نمي گويم


بر سا قه هاي زندگي آتش زدن دير است


بي شک مرا در چشم ها يت دفن خواهي کرد

زندگی صحنه یکتا ی هنر مندی ماست
جايي که آرامش به پايه گر يه زنجير است

یک دنیا معنا

نازنین :  صدبار گویم این را

آنان که زندگانی را بستری از گل های سرخ می دانند، همیشه از خار های ان شکا یت دارند     

دلبستگی انسان به زندگی نیست  ،به خوبی آن است       

روزگار  ،غالبا   بهترین تصمیم ها رو در هم می شکند      

هر بدبختی که به من رسیده ،از اطمینان و اعتماد به دوستانم بوده  است       (ژان ژاک روسو)

دروغگو ،از دروغگوی دیگر در حذر است            افلاطون

سخنان شیرین زحمتی ندارد  ،اما فواید بی شماری به شما می رساند              (هر برت)

چنان باش تا بتوانی به هر کس بگویی مثل من رفتار کن          (کانت)

زندگی برای مردم حساس و غم انگیز  ولی برای اشخاص فکور خنده است

بی اطلاعی از نادانی خود، دردی است که نادان ها  به آن گرفتارند

هیچ میراثی  گرانبها تر  از راستی  و درستی نیست                         ( شکسپیر)

هر انسان یک جلد کتاب است به شرط انکه بدانی  چگونی ان را بخوانی       (ویگتور هو گو)

گل را می توان زیر پا له کرد  اما بوی عطر آن را نمی توان  در فضا کشت         (ولتر)

مادر با دستی گهواره و با دست دیگر عالم را تکان  می دهد              (ناپلئون)

امید دارویی است که درد را فابل تحمل می کند               (مارسل)

کسانی که دیر قول می دهند از خوش قول ترین مردم دنیا  هستند       

گر به ره خطا رفتی از بر گشتن هر گز نترس

هر کس فقیر و قانع باشد  ثروتمند است                              (  شکسپیر)

برای زندگی فکر کنید ولی غصه نخورید

دروغگو همیشه در قسم خوردن افراط می کند  

زندگی بدون کار ،مردن پیش از وقت است

عقل نیرویی است که دنیا رو احاطه کرده

 تحمل و بردباری  ، بالاترین  جرات و جسارت است

 کسی که به خدا اطمینان دارد به تعریف کسی نیاز ندارد         

وقتی انسان یک دوست واقعی دارد که خودش هم یه دوست واقعی باشد                        (  امرسون)

اخلاق را طوفانهای  روزگار تقویت می کند                                 ( گوته)

خونسرد بمانید تا بر همه کس تسلط داشته باشید                       (نا پلئون)

بدبختی ، خود مر بی استعداد است                                       (ویکتور هوگو)

 

 

شوش دانیال

آثار دوره هخامنشیاننمای کاخ و شهر شوش

 

کاخ بزرگ شوش را داریوش اول پیش از ساختن آپادانا در تخت جمشید بنا کرد . از آنجا که تخت جمشید پایتختی دینی بوده منطقی می نموده است که یک مرکز سیاسی هم پیش بینی شود .کاخ برازنده داریوش در شوش دور تا دور یک حیاط بر روی یک گورستان کهن عیلامی ساخته شده بود . کتیبه ای که از آنجا به دست آمده گزارش جالبی از ساختمان این کاخ به دست می دهد . این کتیبه که می توان تقریبا یک قرارداد ساختمانی( پیمانکاری ) نامید احتمالا راهنمای با ارزشی برای فنونی ست که در ساختمان های مشابه در تخت جمشید و سایر مراکز هخامنشی به کار رفته است . وقتی قدرت و ثروت امپراطوری هخامنشی به سرعت رو به فزونی یافت . داریوش کار ایجاد یک شهر آیینی ویژه را در تخت جمشید آغاز کرد . تاسیس چنین مرکز بزرگ قدرت زمینی به صورت شهر مینوی اساطیری ساخته شده بود و جای موثری برای دعا و نیایش فراهم آورده و امنیت و رفاه را به همه اقوام این امپراطوری هدیه کرد . از این رو شاید با پیروی از نقشه های کوروش , داریوش در حوالی سالهای 516 تا 518 ق.م ساخت بناهای عظیم تخت جمشید را آغاز کرد . هنگامی که اسکندر در سال 330 ق.م آن را ویران ساخت هنوز کاملا به اتمام نرسیده بود . تحقیقات نشان می دهد که ساختمان های انتهایی نیمه تمام است .

و در آخر داریوش هم برای خود مقبره ای طرح کرد که این مقبره در دل کوه قرار داشت و این عمل نشان می دهد که پادشاهان ایران کوه را مظهر قدرت و پایداری می دانستند . مقبره داریوش در دالانی بسیار طویل بنا شده است که سر در این دالان چهار ستون قرار دارد و در قسمت بالایی آن حجاریهایی حاکی از سربازان هخامنشی است و در قسمت تحتانی تصاویری از صحنه های جنگ حجاری شده است .

دخمه ها و مقبره ها پس از گذشت ایام تغییرات فراوانی کردند ولی زمانی که داریوش آرامگاه خود را در نقس رستم نزدیک تخت جمشید در سینه کوه حجاری می کرد طول ستونهای ورودی دخمه دلالت بر طویلی آن داشته است

نماد

از شهر شوش چه مى دانيد؟ تا چه اندازه جاذبه هاى طبيعى آن را مى شناسيد و دوست داريد تا اين شهر باستانى را به تماشا بنشينيد؛ زير يك آسمان بلند و سرشار از ستاره كه خاص اين سرزمين رويايى است.
شوش يكى از كهن ترين مراكز تمدن در جهان است. در نتيجه كاوش هاى باستان شناسى در اين منطقه آثار مربوط به دوران ماقبل تاريخ كشف شده است. اولين قومى كه شوش را رونق بخشيد، عيلامى ها بودند. در دوران تسلط اين قوم شوش به پايتختى برگزيده شده بود. پس از تسلط هخامنشيان نيز شوش عظمت خود را حفظ كرد و داريوش هخامنشى آن را به عنوان پايتخت زمستانى برگزيد و تا اوايل تسلط مسلمانان، شوش همچنان رونق و اعتبار داشت. قلعه معروف شوش در سال ۱۸۹۸ توسط مورگان بر روى قسمت شمال تپه آكروپل احداث شد. نام باستانى شوش «شوس» يا دشت «سوسيانا» بود كه بعدها به شوش معروف شده غرب ايران محسوب مى شود. قلعه آكروپل يا قلعه شوش روى بلندترين نقطه شهر شوش بنا شده و شباهت بسيار زيادى به زندان باستيل فرانسه دارد. اين قلعه با استفاده از آجرهاى به دست آمده از كاخ داريوش و تعدادى از آجرهاى منقوش به خط ميخى چغازنبيل، به دست استادان دزفولى بنا شده است. مجسمه معروف ملكه ناپير اسوستون، قانون نامه حمورابى و ليوان مشهور سفالى شوش به رنگ نخودى و نقش بزكوهى، از مهمترين آثار به دست آمده از تپه آكروپل است.اما اگر شوش و همه تاريخ پهن شده روى دشت اين سرزمين را ديديد سراغى هم از موزه شوش بگيريد. موزه شوش در ميان باغى بر سر راه قلعه باستانى شوش و روبه روى بقعه دانيال نبى قرار گرفته است. بناى اوليه موزه همزمان با شروع حفارى هاى شوش و با به كارگيرى آجرهاى به دست آمده از حفارى هاى شوش و چغازنبيل ساخته شده و طى سال هاى بعد قسمت هايى نيز به آن افزوده شده است. موزه شوش در سال ۱۳۴۵ گشايش يافته است.

 

کاش ميشد سر نوشت و از سر نوشت

غم هایم آشنا

با من نفس می کشند

با حادثه های معمول

از حوادث عبور می کنند

از فضا های رنگی

به جستجوی بیرنگی

آهنگ بی صدای بودن بودم

یا طنین ترانه ای در دور

 

 

 


شوش دانیال

شوش شهرستان شوش دانیال علیه‌السلام با 5/6 کیلومتر مربع مساحت در 24 کیلومتری جنوب غربی دزفول و115 کیلومتری شمال غربی اهواز بین 32 درجه و2 دقیقه عرض شمالی و47 درجه و1 دقیقه طول شرقی نسبت به نصف النهار گرینویچ قرار دارد. بلندی شهر شوش از سطح دریا 87 متر وفاصله هوایی تا تهران 479 کیلومتر است . فاصله زمینی شوش تا تهران 766 کیلومتر، تا اهواز 115 کیلومتر ، تا دزفول 24 وتا اندیمشک 38 کیلومتر است . حدود 1329 هـ .ش به بخش تبدیل شد ، شهر باستانی شوش از مراکز تمدن قدیم ،از معروفترین شهرهای دنیا ،پایتخت چند هزار ساله مملکت عیلام وهمچنین پایتخت زمستانی امپراطوری هخامنشی بوده است . حمد الله مستوفی خالق مزهه القلوب ، بنای آنرا به مهلانیل بنم قنیان بن انوش بن شیث بن آدم ابوالبشر نسبت داده است ومی گوید: این اولین شهری است که در خوزستان بنا کردند وهوشنگ بر عمارت آن افزوده وقلعه ساخت وبرآن قلعه قلعه ای دیگر درعنایت استحکام ،وشاپور ذوالاکتاف تجدید عمارت آن شهر کرد وشاهپور خره خواند . در طبقات پایین تر این شهر آثاری بدست آمده که باستان شناسان آنها را مربوط به 8 هزار سال پیش می دانند ، نام این شهر در تورات شوش یا شوشن آمده است . حمزه اصفهانی شوش را چنین توصیف نموده : شوش به معنی شهر زیبا ،باصفا ،خوب ولطیف . در تورات ودر قاموس موسی درباره شوش آمده است : شوشن یا شوشان درعبری به زبان زنبق بوده ، در یونان سوسنای می گفتند ونامهای دیگرش «سوسا» «سوس» بوده، قسمت بزرگی از ولایت شوش وایلام را هم «سوسیانا» یا «سوزیانا» می گفتند . شوش یا شوشن نام همه گیاهان تیره سنبل وزنبق ونرگس واسپرغم به شمار می رود . شوش در قرون وسطی آباد ومرکزی بزرگ برای خوزستان بوده است که در آن روزگار چندین شهر ،آبادی وحومه داشته ودر آن شهر قلعه ای محکم وقدیمی ،بازارهایی با شکوه ومسجدی با ستونهای گرد وجود داشته اند . این شهر به داشتن منسوجات ابریشمی خام،ترنج،انارونیشکر معروف بوده است . گفته اند که آرامگاه دانیال نبیصلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم پیامبر خدا در بستر رود کرخه واقع است که شهر شوش در کنار آن بنا گردیده ودر سال 17 هـ .ق شوش به تصرف اعراب درآمد . در دوره اسلامی نیز مدتها از شهر های پرجمعیت وپررونق بود ، هنگامی که مرکز خوزستان به اهواز منتقل شد شوش اهمیت خود را از دست داد .